اشعار عاشقانه و عکسهای طنز و شعر طنز

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 3 آذر ماه سال 1386 ساعت 11:56 PM

 

سلام بر همگی دوستان و خوانندگان این وبلاگ.....چند روزی نبودم و الان امدم

 

اهل عشق هستم من

چشمم کور!!!!!!!!

پایم شَل!!!!!

من عجب دنده نرمی دارم

ای کاش که این دولت عشق

چاره ای بهر دل

                       خسته و زخمی می کرد.

پیشه ام چرت گویی است

هنرم در خواب است.....

نه دُمی یا پایی

نه سری بین سرانی دارم

گاوم زایید

ان هم دو قلو.....

زن مشتی حسن و ماه بانو

تا شنیدند و شد این حرفی نو

که برو کشک بساب

تو و عشق.......

عشق و کی......

اصلا تو بگو......این عشق کیست؟!!!!!

من عجب گیر خری افتادم

همه شان .....دیوانه

و به قول سهراب:

خوب در چشم ترم می شکند

بس که دیوانه شدم

هنگامه خطاب به بلبل

گفتم چه اهویی......یا نمی دانم

گفتم چه کلاغی

مادری دارم من

بهتر از هر رویا

سرخ تر از دان انار

دوستانی .......که نگویم خوب است

و خودم خُل و دیوانه و منگ

شاد و خندان

که بگوید  جفنگ........

روزگاری دارم

پر از حادثه و از خنده

یا که گاهی گریه.

از همه دل کندم

بار خود را بستم

و به انجا که بخوانندش دانشگاه

راه رفتم........

و چقدر دخترکان انجا بود

چشم تا چشم همگی دختر بود

دختران در پی مرد خویشتن

در تاب و تبند.....

قلبشان در هوس یک تیکه

متلک یا که سلام

در تپش است

چقدر بی حالم....

عاشقان در همه جا می لولند

در پی یک دختر

همه شان گل جویند.....

دگر از او خبری نیست

که سراغم گیرد

یا که حرفی بزند

و بگوید

در فکر اویم........

.....................

چرت و پرت دیگه بس است

سخن خود کوتاه

شوریده شدم جانا

                       نظر فراموش نشود