اشعار عاشقانه و عکسهای طنز و شعر طنز

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 17 مهر ماه سال 1386 ساعت 4:42 PM

 

این یکی از خاطره های من هستش که تو چت روم برام اتفاق افتاد و خودم رو به جای دختری جازدم و بعدش ........دیگه خودتون بفهمید چه اتفاقی افتاد....

 

 

یاد دارم که شبی در چت روم*****در اتاقی که بگفتندش شوم

 

ناگهان دختر زیبا پر کی*****گشته بود شمع جماعت شبکی

 

غمزه بسیار در ان روم چون کرد ***** بر دل پیر و جوان او خون کرد

 

وصف خود را به چه نازی می گفت******* وب کمش را نتوان بازی مفت

 

هرکسی در طلبش اهی زد***** جان خود بر سر سودایی زد

 

هر کسی نامه عشقی می زد****هرکسی ناله هجری می کرد

 

ان یکی گفت به من قول دادی*****دیگری نیست چو من پولداری

 

ان یکی گفت که من دین دارم*****گول حرفت نخورم بیم دارم

 

ان یکی گفت چو من مفلس نیست****گر بگردی چو منی مخلص نیست

 

همه گفتند تو گر زیبایی*****پرده از چهره چرا ننمایی؟

 

عاقبت دختر چت روم بر خاست*****وب کمش باز نمود گر زیباست

 

همه دیدند کچلی در انجاست*****هی همی خنده کند  کی زیباست

 

صورتش صورت خر را دارد****کله اش کله گر* را دارد

 

هر کسی فحش و ندایی می گفت*****خنده و صوت و صدایی می گفت

 

چون که شوریده شدم از چت روم***** بر همه خنده کنان گشتم گم

 

 

گر*:به معنای کچل

 

خوب افرین .....نظر یادتون نره ها.......شوریده